تبلیغات
ذهنِ پرسش‏گر هر مسلمانى در جست‏وجوى فلسفه احكام شرعى است. اهمیّت آگاهى از فلسفه تقلید، نسبت به دیگر احكام، بیشتر است، زیرا:
اولاً: اصل لزوم تقلید، از مسائلى است كه مكلف باید خودش به آن دست یابد و نمى‏تواند در این مسأله تقلید كند. اگر مكلّف مسأله لزوم تقلید را دریافت، باب استفاده از فتاواى مجتهد به روى او باز مى‏شود.
ثانیاً: فلسفه تقلید، در واقع همان دلیل و مستند و مدركى است كه لزوم تقلید را براى مكلف اثبات مى‏كند؛ بر خلاف دیگر احكام شرعى كه دلیل آن‏ها امر و نهى‏هایى است كه در قرآن و روایات موجود است، بدون اینكه لزوما در آنها به فلسفه احكام نیز اشاره شده باشد.
لزوم تقلید
در شریعت اسلام، واجبات و محرماتى وجود دارد كه خداى حكیم آنها را براى سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع كرده است؛ واجبات و محرماتى كه اگر انسان آنها را اطاعت نكند، نه به سعادتِ مطلوب مى‏رسد و نه از عذاب سرپیچى از آنها در صورت مخالفت در امان است.
از سوى دیگر، چنین نیست كه هر مسلمانى بتواند به آسانى، احكام شرعى را از قرآن و روایات و یا از عقل خود در یابد. نه قرآن مانند یك كتاب حقوقى یا رساله عملیه، احكام شرعى را به طور صریح بیان كرده است، و نه روایات معصومین(ع) چنین است، و نه عقل بشر به تنهایى مى‏تواند همه احكام را دریابد.
براى شناخت احكام شرعى، آگاهى‏هاى فراوانى، از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح، كیفیت تركیب و جمع روایات و آیات، و ده‏ها مسأله دیگر لازم است كه آموختن آنها نیازمند سال‏ها تلاش جدى است.
در چنین حالتى، مكلف خود را در برابر سه راه مى‏بیند: نخست اینكه راه تحصیل این علم را كه همان اجتهاد است پیش گیرد؛ دوم اینكه در هر كارى آراى موجود را مطالعه كرده، به گونه‏اى عمل كند كه طبق همه آرا عمل او صحیح باشد (یعنى احتیاط كند)؛ و سوم اینكه از رأى كسى كه این علوم را كاملاً آموخته و در شناخت احكام شرعى كارشناس است، بهره جوید.
بى‏شك، او در راه اول اگر به اجتهاد برسد، كارشناس احكام شرعى خواهد شد و از دو راه دیگر بى‏نیاز، امّا تا رسیدن به آن، ناگزیر از دو راه دیگر است.
راه دوم نیازمند اطلاعات كافى از آراى موجود در هر مسأله و روش‏هاى احتیاط است و در بسیارى از موارد، به دلیل سختى احتیاط، زندگى عادى او را مختل مى‏كند. این سه راه اختصاص به برخورد انسان با احكام شرعى ندارد و در هر مسأله تخصصى دیگر وجود دارد؛ مثلاً یك مهندس متخصص را فرض كنید كه بیمار مى‏شود. او براى درمان بیمارى خود یا باید خود شخصا به تحصیل علم پزشكى بپردازد، یا تمام آراى پزشكان را مطالعه كرده، به گونه‏اى عمل كند كه بعدا پشیمان نشود، و یا به یك پزشك متخصص رجوع كند.
راه اول او را به درمان سریع نمى‏رساند. راه دوم نیز بسیار دشوار است و او را از كار تخصصى خود، كه مهندسى است، باز مى‏دارد. لذا او بى‏درنگ از یك پزشك متخصص كمك مى‏گیرد و رأى او را عمل مى‏كند.
او در عمل به رأى پزشك متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آینده و احیانا سرزنش دوستان نجات مى‏دهد؛ بلكه در اغلب موارد، درمان نیز مى‏شود. مكلف نیز در عمل به رأى مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آخرت و عذاب الهى نجات مى‏دهد،؛ بلكه به مصالح احكام شرعى نیز دست مى‏یابد.