تبلیغات
معراج - داستان گربه ی هوو...
تارنمای اعضای نهاد مقام معظم رهبری در دانشکده کشاورزی و دامپزشکی شیراز

داستان گربه ی هوو...

یکشنبه 12 تیر 1390 06:45

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: طنز ، دانشجویی ،

یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود. oh go on
 

آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه،

یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.thumbs down

 

وقتی خونه میرسه

 میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. hee hee
 

 

 این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه،

اما نتیجه ای نمیگیره. at wits' end
 

یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.

بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . 

خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون. rolling eyes

 

یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.

مرده میپرسه: " اون گربه کره خر خونس؟ "

زنش می گه آره. straight face

 

مرده میگه گوشی رو بده بهش، 

من گم شدم !!!rolling on the floor

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -