تبلیغات
معراج - ابوریحان بیرونی
تارنمای اعضای نهاد مقام معظم رهبری در دانشکده کشاورزی و دامپزشکی شیراز

ابوریحان بیرونی

سه شنبه 18 مرداد 1390 23:20

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: علمی ، اخلاق ، داستان ، دانشجویی ، کتابها و جزوات ،

روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که فردی پلید و معروف به کارهای ناشایست پای به محل درس و بحث نهاد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است. آن مرد رسوا روی به حکیم نموده چند سئوال ساده نمود و رفت.

فردای آن روز، شاعر مدیحه سرای دربار، پای به محل درس گذارد تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخاستند و او را مشایعت نمودند تا به پای صندلی استاد برسد و دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود!

یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید: چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده، محل درس را رها نمودید؟!

ابوریحان گفت: یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد!
شاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد.

ابوریحان بیرونی دانشمند آزاده ایی بود که هیچگاه کسب قدرت او را وسوسه ننمود و همواره عمر خویش را وقف ساختن ابوریحان های دیگر کرد، روانش شاد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -