تبلیغات
معراج - امداد های غیبی در دفاع مقدس
تارنمای اعضای نهاد مقام معظم رهبری در دانشکده کشاورزی و دامپزشکی شیراز

امداد های غیبی در دفاع مقدس

شنبه 11 مهر 1388 16:25

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دفاع مقدس ،

به نقل از یكی ازفرماندهان آذربایجانی  دفاع مقدس :

ایشان میفرمودند ما برای عملیات شناسایی قرار بود از یكی از رودخانه ها عبور كنیم لباس غواسی پوشیدیم در وسط آب فهمیدم كه لوله تنفس لباس من شكسته وآب داخل می شود لذا مجبور بودم سرم را بعضی از وقتها بالا بگیرم در صورتی كه دیدبان عراقی بالای سر ما بود وچون عملیات مهم بود شناسایی در سطح بالا وسریع می بایست انجام شود والا تلفات بالا می رفت کار ما لازم الاجرا بود در این هنكام دیدم چند مرغابی سیاه رنگ به موازات ما حركت می كنند كه هرگاه سرم را بالا می آوردم خودم را در بین آنها میدیدم وسرباز عراقی سر مرا با مرغابی ها اشتباه میگرفت       

                           ان تنصرواالله ینصركم

بمبهای شیمیایی در فاو

در والفجر 8 و فتح فاو صدام در هر متر مربع 50 کیلو مواد شیمیایی ریخت اما قسمتی از آن توسط باران خنثی می شد وقسمتی هم با باد مخالف طرف خودشان می رفت

آدرس: daneshnameh.roshd.ir

حرمت نمازگزاران

حدود چهل کیلومتری عمق خاک عراق در کردستان آن کشور «بُنه»ای بود به نام بُنة «خر مشکوه». نیروهای زیادی از مادر آنجا مستقر بودند. ر قسمت جنوبی بُنه، سنگر اجتماعی بزرگی وجود داشت که 150 نفر برای اقامة نمازدرآن اجتماع می­کردند. یک روز هواپیماهای دشمن به این سنگر در زمان برگزاری نماز راکت زدند. بعد از تکانی که به ساختمان سنگر وارد آمد، گرد و غبار زیادی به سر و روی ما ریخت. با این حال نماز قطع نشد. بچه­ها بعد از نماز یکی یکی از سنگر خارج شدند.راکت روی سقف خورده و عمل نکرده بود. چند لحظه بعد از آنکه آخرین نفر، سنگر را ترک کرد، در مقابل چشمان حیرت زدة ما، راکت منفجر شد و سنگر را ویران نمود. گویی حق تعالی حرمت نمازگزاران را نگه داشته بود. www.hawzah.net

. راوی: حسن محمدی، ر.ک: فرهنگ جبهه، مشاهدات، ج7، ص 183 و 184.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 آبان 1388 11:55