تبلیغات
معراج - مطالب دی 1389
تارنمای اعضای نهاد مقام معظم رهبری در دانشکده کشاورزی و دامپزشکی شیراز

خرید و فروش بهشت

سه شنبه 28 دی 1389 13:05

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: داستان ،

هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.


آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.

ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت:


- بهلول، چه می سازی؟

بهلول با لحنی جدی گفت:

- بهشت می سازم.



همسر هارون که می دانست


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 23 بهمن 1389 15:24

زندگی سیاسی محمدبن ابی بكر

دوشنبه 27 دی 1389 11:39

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ،

 

محمدبن ابی‌بكر" در 25 ذیقعده‌ سال 10 هجری، زمانی كه پیامبر اسلام، قصد انجام آخرین حج زندگی خویش را داشتند فریضه‌ حج داشت، متولد شد[1] و "عایشه"، خواهر وی كنیه‌ او را "ابا القاسم" گذاشت.[2]

"اسماء بنت عمیس"، مادر محمدبن ابی‌بكر، از زنان پاك روزگار خود بود. این بانو، نخست، همسر "جعفربن ابی‌طالب" بود. پس از شهادت جعفر در جنگ موته، به عقد "ابوبكر بن ابی قحافه" درآمد. حاصل این ازدواج، محمدبن ابی‌بكر بود.[3] اسماء بعد از مرگ ابوبكر، به عقد حضرت علی(ع) درآمد كه حاصل این ازدواج "یحیی بن علی بن ابی‌طالب" بود.[4]

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 23 بهمن 1389 15:25

صفین تبلور بی بصیرتی ابوموسی ها

دوشنبه 27 دی 1389 11:38

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ،
جنگ صفین از مهمترین نبردهای زمان خلافت امام علی علیه السلام بود که در ماه صفر سال 37 هجری بین آن امام بزرگوار و معاویه بن ابی سفیان در سرزمین صفین که در ناحیه غربی عراق بین رقه و بالس قرار دارد رخ داد، و از همین رو به جنگ صفین شهرت یافت.
امام علی علیه السلام در آغاز خلافت، معاویه را که کارگزار حکومت در شام بود، از مقامش عزل فرمود و شخص دیگری را به جای وی منصوب کرد ولی معاویه نپذیرفت و ناحیه شام را تحت قلمرو خود نگه داشت.
امیرمؤمنان خلیفه مسلمانان بار دیگر، پس از نبرد جمل، جریر ابن عبدالله را برای مذاکره و گرفتن بیعت از معاویه به شام فرستاد، اما معاویه این بار هم تسلیم نشد بلکه به بهانه خونخواهی عثمان سپاه شام را برای مقابله با امام علی علیه السلام آماده ساخت.
امیر مؤمنان نیز چون چاره‌ای ندید آماده جنگ شد، با سپاهی عظیم از کوفه حرکت فرمود و در بیابان صفین با معاویه برخورد کرد. و به این ترتیب، نبردی سخت و طولانی بین سپاه عراق و شام درگرفت.
پس از چند روز نبرد، سپاه امیرمؤمنان در آستانه پیروزی بود که عمرو بن عاص برای گریختن از شکست، به نقشه‌ی شوم قرآن بر سر نیزه کردن متوسل شد. به این ترتیب، جمع زیادی از سپاه عراق با دیدن این صحنه دست از جنگ کشیدند. سرانجام جنگ صفین با ماجرای حکمیت به پایان رسید و به شکست سپاه امام علی منجر شد.
می‌گویند در این جنگ از سپاه نود یا صد و بیست هزار نفری معاویه، چهل و پنج هزار نفر و از سپاه نود یا صد و بیست هزار نفری امام علی علیه السلام بیست و پنج هزار نفر کشته شدند و به این ترتیب، مجموع کشتگان این نبرد به هفتاد یا هفتاد و پنج هزار رسید.

منابع:
واقعه صفین،‌ دایره المعارف الشیعه العامه، ‌ج 11؛ المعارف و المعاریف،‌ ج 3

مراجعه شود به:
جنگ صفین و ماجرای حکمیت
شهادت طلبی امام علی علیه السلام در جنگ صفین
عبور امام علی علیه السلام از کربلا
آرایش سپاه امام علی علیه السلام در جنگ صفین
امام علی علیه السلام و آزادسازی یک جانبه اسیران صفین
آمار کشتگان جنگ صفین
اولین پیروزی در صفین به دست امام حسین علیه السلام
جرقه های جنگ صفین
عوامل پیروزی سپاه امام علی علیه السلام در صفین
مفاد پیمان حکمیت در جنگ صفین



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 27 دی 1389 11:50

آیا امام حسین (علیه السلام) دختری به نام رقیه داشتند ؟

سه شنبه 21 دی 1389 08:41

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ،

- دلم برا حرمت پر میزنه واسه حرمت پرمیزنه .تورو خدا برام دعاکن یه بار دیگه بتونم تو حرم غریب افتادت نفس بکشم .حاضرم تموم زندگیم رو بدم بهم اجازه بدی بیام به پابوست .

- تموم زندگیم مال رقیه(س) . دلم همواره دنبال رقیه(س) .بخدا دنیا رو نمیخام بی رقیه(س) . جنت العلی رو نمیخام بی رقیه(س)

- زائرین قبر من اینجا عبرتخانه است*مسکنم آباد ،قبر دشمنم ویرانه است* دختری بودم 3 ساله دستگیر و بی پدر*مرغ بی بال و پری را این قفس کاشانه ام*من به دیوار خرابه می نهادم روی خود*زین سبب شد نزد جانان شهرت جانانه ام*بر تن مجروح من شد کهنه پیراهن کفن*بلبلی را قبضه کرده این خرابه لاله ام

نام گذاری حضرت رقیه (علیهاالسلام)

رقیه از «رقی» به معنی بالا رفتن و ترقی گرفته شده است


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 دی 1389 11:31

کرامات حضرت رقیه ( سلام الله علیها )

سه شنبه 21 دی 1389 08:40

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ،

1- سید ابراهیم دمشقی در نود و چند سالگی از كرامت حضرت رقیه (س)صاحب فرزندی شد كه اورا سید مصطفی نام نهاد.

پس از در گذشت سید ابراهیم ، تولیت آن مشاهد مشرِِِِّفه به پسرش سید مصطفی ، و بعد از ایشان به فرزندش سید عباس رسید.(1)

فرزندان سید ابراهیم دمشقی معروفند و مشهور است كه هر گاه دست خود با به موضع گَزیده ای بگذارند فوراً آرام می شود. و این اثر را از جد بزرگ خود به ارث برده اند ، و آن را از آثار نگهداری بدن شریف آن مظلومه می دانند(2)

2- مادر مسیحی با دیدن كرامت حضرت رقیه (س)مسلمان شد:

جناب حجةالاسلام آقای سید عسكر حیدری ، از طلّاب علوم دینیّه حوزه علمیّه زینبیّۀ شام چنین نقل كردند :


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 23 بهمن 1389 15:26

دعای امام سجاد(علیه السلام) برای مختار

یکشنبه 19 دی 1389 11:11

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: ائمه ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ، دانشجویی ،

دعا برای مختار

وقتی كه ابراهیم پسر مالك اشتر، عبیدالله بن زیاد لعین را در كنار رودخانه «خاذر» كشت، سر او و سرهای دیگران را نزد مختار بن ابی عبیده فرستاد. مختار سر ابن زیاد را به محضر محمد حنفیه و امام سجاد(علیه السلام) فرستاد، سر عبیدالله را وقتی محضر امام آوردند كه طعام میل می‏فرمود.

امام فرمود: وقتی كه مرا در كوفه به مجلس ابن زیاد آوردند او طعام می‏خورد و سر بریده پدرم در كنار او بود.

گفتم: خدایا! مرا نمیران تا سر ابن زیاد را به وقت طعام خوردن پیش من آورند، خدا را حمد می‏كنم كه دعای مرا اجابت فرمود.

سپس امام فرمود: سر ابن زیاد را بدور اندازند و در روایت ابن نما آمده كه امام سجده شكر كرد و گفت:

«الحمد لله الذی اَدركَ لی ثاری من عدوّی و جزی اللّه المختار خیراً»؛ خدا را شكر می كنم كه انتقام خون مرا از دشمنم گرفت و خداوند به مختار جزای خیر عنایت كند.

_____________________

سیر الائمه: ج 3، ص 201 و 209، تألیف سید محسن امین عاملی.

تبیان




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

راز موفقیت

یکشنبه 19 دی 1389 10:34

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دانشجویی ،
مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست. سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت..

سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد. به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید.

ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.

همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد. سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا."

سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگر ندارد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

داستان های زیبا

سه شنبه 14 دی 1389 09:11

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: ولایت فقیه ، جهان تشیع ، انقلاب اسلامی ، دانشجویی ،

خاطراتی زیبا از بزرگان در رابطه با امام خامنه ای

خدای متعال برای ما رهبرانی  قرار داده که با زندگی ساده خود برای ما الگو بوده اند .یکی از آنان حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) بود  . پس از وی حضرت آیت الله امام خامنه ای نیز چون اوست  . ایشان   می فرمودند که :

« من وقتی ازدواج کردم همسرم از پدرش ، که فرش فروش بوده ، فرشی به عنوان جهیزیه به همراه داشته است که هنوز نیز، با وجود فرسودگی آن ، در منزل ما از آن استفاده می شود و بجز آن ، قالی دیگری در منزل نداریم . چند مرتبه اخوالزوجه ها گفته اند که این قالی نخ نما شده و خواسته اند که آن را عوض کند ولی من اجازه نداده ام  . اصلا در طول زندگی خود ، نه قالیچه ای خریده ام و نه فرشی به خانه اضافه کرده ام ، حتی آنها را تبدیل به احسن نیز نکرده ام  . من در طول این دوران یک مرتبه گوشت تازه نخریده ام ، کوپن گوشت سردی که همه مردم از آن استفاده می کردند ما نیز از آ ن استفاده می کردیم ، مگر آنکه گوشت نذری می آوردند . سایر مایحتاج زندگی مثل پنیر، نفت و کره نیز به همین صورت تهیه می شود ».

این زندگی رهبر ماست که در بالاترین مقامات این کشور قرار دارد و در طول زندگی خود، زندان، شکنجه ، تبعید و بسیاری گرفتاریهای دیگر را به جان خریده و برای خدمت به اسلام به عنوان فردی شایسته مشغول انجام وظیفه است .

 آیت الله مصباح یزدی ،کتاب مباحثی درباره حوزه، ص :215

=======================================

 در سال 1350 هجری شمسی كه قضیه جشن های 2500ساله شاهنشاهی پیش آمد، ندای امام از نجف اشرف باعث حركتهایی در حوزه علمیه مشهد گردید و ساواك با اطلاع از این كه همه این تحریك ها به محوریت چند نفر انجام می پذیرد كه در رأس آنها حضرت آیت الله خامنه ای است از این رو ایشان را دستگیر و روانه زندان كرد. بنده نیز به همین دلیل در زندان بودم. فردای آن روز حضرت آیت الله خامنه ای كه در سلول مجاور من بود، بر اثر نفوذی كه در زندانبانان گذاشته بود موفق شده بود از سلول بیرون بیاید. ایشان وقتی مرا با آن وضع رقت بار دید، فرمود: دیشب تو بودی كه ناله می كردی؟ پاسخ دادم بله. ادامه دادم با همین وضع خون آلود مجبور شدم نماز صبح را برای این كه قضا نشود بجا آورم،آیا نمازم صحیح است؟ آقا فرمودند : بهترین نمازی كه شاید در عمرت موفق به خواندن آن شدی همین دو ركعت بوده است. دیشب كه ناله های تورا می شنیدم با خود می گفتم: این شخص كیست یك لحظه در دلم به جده ام حضرت زهرا )س( متوسل شدم كه صاحب این ناله هر كه هست از شكنجه خلاصی یابد. این سخن و ملاقات چنان در من تأثیر گذاشت كه دردهای ناشی از شكنجه را به فراموشی سپردم 

  حجت الاسلام صادقی )مشهد(

======================================

/9 شب بود كه متوجه ایستادن یك پیكان شدیم. یكی از اهالی فریاد زد برای سلامتی آقا صلوات بفرستید ما كه در مغازه حضور داشتیم از روی كنجكاوی بیرون آمدیم متوجه شدیم مقام معظم رهبری از آن ماشین پیاده شدند. دور آقا را گرفتیم، ایشان پس از سلام و احوال پرسی تشریف آوردند و در مغازه نشستند. آقا پس از گوش دادن به درد دل صاحب مغازه و یكی دو نفر از دوستان فرمودند كه ما برای دیدار خانواده شهیدی آمده ایم. خداحافظی كردند و تشریف بردند. صاحب مغازه كه چندان مذهبی نبود و حتی گاه و بی گاه در مورد آقا حرفهایی می زد، باورش نمی شد كه آقا به مغازه ایشان بیایند، بعدها متوجه شدیم آمدن آقا به مغازه ایشان موضوعیتی داشته و این عمل، صاحب مغازه را از رفتار خود پشیمان كرده است و امروز یكی از علاقه مندان واقعی آقا می باشد 

 (ر-  م )از بسیجیان تهران

===================================

 

قبل از انقلاب من سیزده ساله بودم كه از طرف اداره اوقاف در مسابقات سراسری قرائت قرآن مشهد شركت كردم. در افتتاحیه مسابقات یكی از داوران از من خواست تا قرآن بخوانم .( من به علت این كه جلسات از طرف دستگاه شاهنشاهی بود) نپذیرفتم. او اصرار كرد و من باز جواب رد دادم. در كنار من پیرمرد تاجری بود كه مرا می شناخت. به من گفت: جواد چرا نمی روی قرآن بخوانی؟ من گفتم نمی خوانم. گفت: اگر بروی پنجاه تومان به تو خواهم داد، گفتم: نمی روم. گفت: اگر بروی صد تومان می دهم، گفتم: نمی روم. گفت دویست تومان می دهم، گفتم: حتی اگر 500 تومان هم به من بدهی، قرآن نخواهم خواند . بعدها پیرمرد جریان را برای پدرم نقل كرده بود . روزی خدمت حضرت آیت الله خامنه ای بودم همین كه آقا مشغول صحبت بودند، یك دفعه صحبتشان را قطع كردند و فرمودند:  من یك بدهی به جواد آقا دارم و پانصد تومان از جیب خود در آوردند به من دادند. من متعجب ماندم.  آقا فرمودند:  خودت هم نمی دانی برای چه به تو بدهكارم!؟ ما همیشه به خاطر قرآن خواندن شما جایزه می دادیم ولی این بار به خاطر قرآن نخواندنت به شما هدیه می دهیم. بعدها فهمیدم كه جریان فرآن نخواندن مرا پدرم برای ایشان نقل كرده بود

 جواد سادات فاطمی)از قاریان قرآن - مشهد)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 23 بهمن 1389 15:26

تحقیقات محلی ازدواج در ..... (طنز)

دوشنبه 13 دی 1389 10:17

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دانشجویی ،

موضوع : تحقیقات محلی برای بررسی شرایط داماد

مکان: یکی از محلات قدیمی اصفهان

زمان : صلات ظهر

خ.ع = خانواده عروس         ه = همسایه داماد

..... !!!!!


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

فقط در ژاپن !!!!!!! ؟؟؟؟؟؟

دوشنبه 13 دی 1389 10:09

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دانشجویی ،

اگه حدس زدید این چیه!؟


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 13 دی 1389 10:13

مظلومیت علماء شیعه

دوشنبه 13 دی 1389 08:58

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، دانشجویی ،

به نام خدا

با سلام خدمت تمامی دوستداران اهل بیت (علیهم السلام )

می خوام براتون یك داستان جالب عرض كنم

حرم آقا امیر مؤمنان علی علیه السلام چندیدن درب ورودی دارد ، یكی از درها بنام باب القبله می باشد ، روبروی این درب خیابانی است كه معروف به خیابان قبله می باشد ، به فاصله حدود 100 متر از حرم امام در این خیابان كوچه ای وجود دارد كه دفتر و منزل حضرت آیه الله سیستانی قرار دارد .

طی دیداری كه جمعی از روحانیون كاروان های عتبات عالیات عراق كه بنده نیز همراه با ایشان بودم در تابستان 1388 در نجف اشرف  خدمت حضرت آیه الله سیستانی رسیدیم ، نا گفته نماند برای دیدار با ایشان به اصطلاح دوستان از هفت خان عبور كردیم و حدودا شش جا ما را مورد تفتیش قرار دادند و هرچه همراه داشتیم حتی پارچه های تبركی حرم مطهر را از ما گرفتند و  تحویل امانتی دادند _ خب از بحث دور نشویم _ طی این دیدار مباحث مختلفی بیان شد كه ایشان پاسخ مسائل را دادند ، در ادامه ایشان ضمن بیان مسائل گوناگون و ذكر خاطره فرمودند كه درست است فاصله منزل تا حرم مطهر فاصله ای وجود ندارد ولی به خاطر امنیت حدود 3 سال است كه مشرف به حرم مطهر آقا امیرمومنان نشده اند ، كه این مطلب مورد تعجب همگان قرار گرفت و مورد نفرت بیشتر  ما نسبت به دشمنان اسلام و مرجعیت شد .

انشاءالله زیارت حرم مطهر امام علی ( علیه السلام ) روزی تمامی عاسقان حضرتش شود .

با تشكر افشار




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 13 دی 1389 09:27

ایت الله سیستانی

یکشنبه 12 دی 1389 13:51

نویسنده : نهاد رهبری3
ارسال شده در: جهان تشیع ،

عضو مجلس خبرگان رهبری به تشریح زوایا و دلایل تخریب آیت‌الله سیستانی و بی‌اعتنایی این مرجع تقلید به نامه‌های بوش پرداخت.

آیت‌الله عبدالنبی نمازی به مهر گفت: در دوران ریاست جمهوری بوش، او سه بار به آیت‌الله سیستانی نامه نوشت و از ایشان تقاضای ملاقات کرد ولی این مرجع بیدار و هوشیار جواب نامه‌های بوش را نداده و حتی اعتنایی به این نامه‌ها نکرده است.

وی با بیان اینکه این مطلب را آیت‌الله شهرستانی داماد آیت‌الله سیستانی نقل می‎کند، تصریح کرد: یکی از مسئولان عالی رتبه عراق وقتی که با بوش ملاقات داشت، بوش به او گفت سلام مرا به آیت‌الله سیستانی برسانید و بگوئید که من سه بار نامه نوشتم و به ایشان سلام کردم، لااقل جواب سلام مرا بدهد!!!!!!!!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 3 1 2 3