تبلیغات
معراج - مطالب نهاد رهبری
تارنمای اعضای نهاد مقام معظم رهبری در دانشکده کشاورزی و دامپزشکی شیراز

زخدا

دوشنبه 6 تیر 1390 11:04

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، دانشجویی ،

ز خدا، جز خدا را نباید خواست!

یک روز که خدا هستی را قسمت می کرد، گفت: چیزی از من بخواهید؛

هر چه که باشد به شما خواهم داد؛

سهمتان را از هستی طلب کنید؛ زیرا خدا بسیار بخشنده است.

هر که آمد و چیزی خواست.

یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمی تیز. یکی دریا را انتخاب کرد و دیگری آسمان را.

در این میان، کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت: خدایا! من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم؛

نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ و نه بالی و نه پایی و نه آسمان و نه دریا؛

تنها کمی از خودت را به من بده، و خدا کمی نور به او داد و نام او کرم شب تاب شد.

خدایا! با من صحبت کن

کودک نجوا کرد؛ «خدایا با من صحبت کن» و یک چکاوک آواز خواند؛ ولی کودک نشیند.

کودک با صدای بلند گفت: «خدایا! یک معجزه به من نشان بده» و یک زندگی متولد شد؛ ولی کودک نفهمید. کودک ناامیدانه گریه کرد و گفت: «خدایا! مرا لمس کن و بگذار تو را بشناسم»؛ پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد؛

ولی کودک بالهای پروانه را شکست و در حالی که خدا را درک نکرده بود، از آن جا دور شد.

mahdi




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آرزوهایی برای من و تو

شنبه 4 تیر 1390 12:13

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دانشجویی ،

 

آرزوهایی برای من و تو

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان که هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم!


ویکتور هوگو




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ولایت خود نسیمی از بهشت است

پنجشنبه 2 تیر 1390 07:16

نویسنده : نهاد رهبری

عراق و مصر و تونس یا که لبنان 
همه عشاق رهبر مثل ایران 

چه رهبر؟ تاج سر، نور دو عین است 
و میراثی از آن پیر خمین است 

خمینی عاشقش بوده است و ما نیز 
به جان او نموده بس دعا نیز 

امام مهربان او را دعا کرد 
دری از او به سوی دوست وا کرد 

سخندان و سخن‌سنج و حکیم است 
هر آنکس نیست با رهبر، رجیم است 

چگونه بی‌ولای او توان زیست 
دمی نشناختن او را روا نیست 

ولی امر ما «سیّدعلی» را 
نگهدار ای خدای هر دو دنیا 

خداوندا ولایت را نگهدار 
دل او را ز خیل ما میازار 

هر آنکس بی ولی شد انحرافی است 
بگویم باز یا این‌قدر کافی است؟ 

ولی از فتنه‌ها آگاهمان کرد 
ولایت پیر، پیر راهمان کرد 

جهان باشد ولایت را خریدار 
هلا ای خصم دون! حرمت نگهدار 

چگونه می‌شود او را ندیدن 
و ناز غیر رهبر را خریدن 

به دورش جملگی پروانگانیم 
به پیری هم ز نور او جوانیم

 

امیرعاملی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

بیندیـش و زندگی كن

چهارشنبه 1 تیر 1390 08:00

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دانشجویی ، اخلاق ،

جملاتی آموزنده برای اندیشیدن

1.       همیشه حرفی را بزن که بتوانی بنویسی، چیزی را بنویس که بتوانی امضایش کنی و چیزی را امضا کن که بتوانی پایش  بایستی.

2.      آنانکه تجربه‌های گذشته را به خاطر نمی‌آورند محکوم به تکرار اشتباهند.


3.     وقتی به چیزی می‌رسی بنگر که در ازای آن از چه گذشته‌ای.


4.     آدم‌های بزرگ شرایط را خلق می‌کنند و آدم های کوچک از آن تبعیت می‌کنند.


5.     آدم‌های موفق به اندیشه‌هایشان عمل می‌کنند اما سایرین تنها به سختی انجام آن می‌اندیشند.


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 31 خرداد 1390 09:04

زندگی بدون عشق

سه شنبه 31 خرداد 1390 17:26

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دانشجویی ،

ایمان بدون عشق شما را متعصب

وظیفه بدون عشق شما را بد خلق

نظم بدون عشق شما را فضل فروش

قدرت بدون عشق شما را خشن

عدالت بدون عشق شما را سخت

و

زندگی بدون عشق شما را بیما ر می کند.

mahdi




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دنده عقب

سه شنبه 31 خرداد 1390 08:38

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: طنز ، داستان ،

یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده...
لذا به عادت دیرینه ی بعضی ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب!
اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه!...
پلیس میاد و اول با راننده ی فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه:
خیلی ببخشید ما باید این آقا رو بازداشت کنیم، ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما داشتی دنده عقب میرفتی!!!


www.sohagroup.com




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آخ حجاب چه کیفی داره

یکشنبه 29 خرداد 1390 07:44

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، دانشجویی ،
نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم ، دل مردهایی که چشمشان به دنبال خوش رنگترین زن هاست را میزند.


نمی دانید چقدر لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای میشوم و می پرسم ;آقا!اینا قیمتش چنده؟وفروشنده جوام را نمی دهد ;دوباره می پرسم:آقا اینا چنده؟فروشنده محو موهای مش کرده زن دیگری است و حالش دگرگون است،ومن را اصلا نمی بیند.باز هم سوالم بی جواب می ماند و من خوشحال،از مغازه بیرون می آیم.



نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی مردهایی که به خیابان می آیند تا لذت ببرند،ذره ای به تو محل نمی دهند.


نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی شاد و سر خوش ،در خیابان قدم می زنید در حالی که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه ای از زیبایی هایتان ،پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره ،به نزدیکترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایی تان را کنترل کنید ;زیبایی از دست رفته تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران کنید.


نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی در خیابان و دانشگاه و … را می روید و صد قافله دل کثیف، همراه شما نیست.


نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید.


نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی کرم قلاب ماهی گیری شیطان برای به دام انداختن مردان شهر نیستید.


نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی می بینی که می توانی اطاعت خدایت را بکنی،نه هوایت را.


نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی در خیابان راه می روید ;در حالی که یک عروسک متحرک نیستید ;یک انسان رهگذرید.


نمی دانید;واقعا نمی دانید چه لذتی دارد این حجاب!
خدایا !لذتم مدام باد.
ماهنامه پرسمان: زهرا قدیانی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 خرداد 1390 09:49

زینب (سلام الله)

شنبه 28 خرداد 1390 10:13

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، ائمه ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ،

لحظه وصال

چشمانش را گشود و برای آخرین بارْ به دورترین نقطه خیره شد. در این مدتْ حتی یک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود. آتش اشتیاقْ بیش از پیش شعله کشید و یاد برادرْ تمام وجودش را پر کرده بود. لحظه وصال نزدیک بود. دوباره خیمه های آتش زده و سرهای بر نیزه، چشمانش را به دریایی از غم مبدل ساخت. زینب علیهاالسلام پلک ها را روی هم گذاشت و زیر لب گفت: «السلام علیک یا اباعبداللّه » و به برادر پیوست.

نامی آسمانی

هنگامی که زینب علیهاالسلام ، این ریحانه علی و فاطمه علیهماالسلام چشم بر این جهان فانی گشود، رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفر بود. صبر کردند تا پیامبر باز گردد و چون نام حسن وحسین، نام این کودک را نیز از ملکوت بیاورد.

رسول خدا پس از مدتی از سفر بازگشت و به خانه نور چشم خود، فاطمه علیهاالسلام رفت. علی علیه السلام دختر را در آغوش مبارک پیامبر نهاد و منتظر نزول وحی شدند پس جبرئیل نازل شد و فرمود: «نامش را زینب بگذارید» و آن گاه از سرنوشت کودک خبر داد.

پیامبر زینب علیهاالسلام را بوسید و صورت بر صورتش گذاشت و اشک از چشمان مبارکش جاری گردید. عرض کردند: «ای رسول خدا، سبب گریه شما چیست؟» فرمود: «این دخترْ در مصیبت ها شریک حسین من است».

عشق خواهر به برادر

عشق زینب به حسین علیه السلام به گونه ای بود که روزْ به پایان نمی رسید، مگر این که زینب علیهاالسلام به دیدار برادر رفته و آتش اشتیاق خود را با نگاه و کلام برادرْ شعله ورتر می کرد. غنچه قلب زینب علیهاالسلام هر روز با دیدن برادر می شکفت و این نگاه برادر بود که هر روزْ گل وجود زینب علیهاالسلام را آبیاری می کرد.

خدایا! پس از شهادت برادر، بر قلب زینب چه گذشت؟

دو شرط ازدواج


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 خرداد 1390 10:15

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

شنبه 28 خرداد 1390 07:17

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ،

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
شیعه می پژمرد اگر زینب نبود
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو عرش خدا را قائمه
یک محمد یک علی یک فاطمه


نه تنها زینب از دین یاوری کرد
به همت کاروان را رهبری کرد
به دوران اسارت با یتیمان
نوازشها به مهر مادری کرد
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

عشق با زینب(س) تبانی کرده است
رنگ گل را ارغوانی کرده است
هست عشق دلبریت، عشق او
صبر زانو می زند در پیش او


زینب کبری(س) به دنیا آمده بود تا صبر و شکیبایی را از حضور خویش شرمسار کند.

آه از نماز شب نشسته و قامت نا گهان خمیده ! آه از موی سپید یک شبه !

...آه از دل زینب !

آه،ای ام المصائب، تمام داغ‌ها و سوگ‌ها، در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.

تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند و تمام کربلا بر زینب(س)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 خرداد 1390 09:28

317 کرامت از کرامات حضرت علی (ع)

پنجشنبه 26 خرداد 1390 07:06

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: ائمه ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ،

1 - دعاى باران
2 - نشان دادن بهشت و دوزخ
3 - مسخ شدن به دست على (ع )
4 - حفظ مال و عیال
5 - در آوردن دینار از زمین
6 - استوار نگاه داشتن دیوار
7 - حجت خدا بر زمین و آسمان
8 - نیروى بدنى على (ع )
9 - تبدیل سنگ به طلا
10 - پنجاه درهم سود در برابر پنج درهم


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 خرداد 1390 11:18

امام علی (علیه السلام)

چهارشنبه 25 خرداد 1390 11:01

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: ائمه ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ،

اینم یک شعری در رابطه با آقا امیر مومنان (علیه اسلام )

که توسط یکی از خوانندگان محترم وبلاگمون ارسال شده

تا که بر لب نامت ای زیباترین، می آورم
آسمان ها را تو گویی بر زمین می آورم
تو طلوع آفتابی، من اذان مغربم
زیر لب نام امیرالمؤمنین می آورم

تا حبّ علی و آل او یافته ایم
کام دل خویش مو به مو یافته ایم
وز دوستی علی و اولاد علی است
در هر دو جهان گر آبرو یافته ایم

از دین نبی شکفته جان و دل من
با مهر علی سرشته آب و گل من
گر مهر علی به جان نمی ورزیدم
در دست چه بود از جهان حاصل من

mahdi




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

یا علی

سه شنبه 24 خرداد 1390 10:56

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، ائمه ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ،

 

برگرفته از سایت تبیان




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 26 1 2 3 4 5 6 7 ...