تبلیغات
معراج - مطالب دفاع مقدس
تارنمای اعضای نهاد مقام معظم رهبری در دانشکده کشاورزی و دامپزشکی شیراز

وصیتنامه بسیجی شهید علی بیواره لاجیمی

شنبه 11 تیر 1390 09:55

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس ،


جهان را یاغیان سركش ملك خویش پنداشته وهر جنایتی راخواستند در روی این كره خاكی  انجام  می دهند وسعی در گسترش و سیطره خود دراین پهنه گیتی دارند ولی غافل از اینكه جهان را خالقی است واین خالق جهت هدایت وتكامل مخلوقاتش زمین را خالی از بنده صالح نگذاشته است
ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 12 تیر 1390 11:22

ننه علی

یکشنبه 8 خرداد 1390 07:13

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: جهان تشیع ، انقلاب اسلامی ، داستان ، دفاع مقدس ، دانشجویی ،

شهید قربانعلی رخشانی مهماندوست كه در دوران ستم شاهی در هواپیمایی كشوری مشغول به خدمت بود، در حین حمل و پخش اعلامیه های امام خمینی(ره) در شهر اهواز شناسایی و توسط ساواك دستگیر و پس از تحمل شكنجه های بسیار به شهادت رسید و در قبرستان اهواز دفن شد.

به گزارش فارس، این مادر بزرگوار پس از با خبر شدن از شهادت فرزندش عازم اهواز می شود و به مدت یك سال در كنار مزار تنها فرزند پسرش بیتوته می كند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به اطلاع امام خمینی(ره) می رسانند كه در اهواز مادری به مدت یكسال در كنار مزار فرزند در حال زندگی است در حالی كه این مادر ساكن تهران است.

به دستور امام(ره) پیكر این شهید به تهران منتقل می‌شود و ...


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دیگه شکر نخورید !!!

سه شنبه 3 خرداد 1390 07:55

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: علمی ، دفاع مقدس ، کتابها و جزوات ،

بدن انسان سالم از هر جواهری گرانبها تر است- تسونگ کاپا

 

۱- شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار، گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا ۲ الی ۵ ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود. طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی شیرین سیستم ایمنی بدن تا ۷۵٪ کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است.

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

قطعه ای از بهشت

یکشنبه 14 فروردین 1390 09:51

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس ،
طلائیه محل شهادت سردار خیبر شهید همت، برادران باكری و قطع شدن دست شهید خرازی است و عملیاتهای مهم بدر و خیبر در آن واقع شد اولین خاكی بود كه عراق گرفت و آخرین خاكی بود كه ول كرد!

قدم به قدم خاك طلائیه خون شهیدی ریخته شده و تو نمیتوانی جایی قدم بگذاری و با اطمینان بگویی اینجا كسی شهید نشده! پس خلع نعلین میكنی و پابرهنه بر خاك مقدسی قدم مینهی كه فقط ملائكه می دانند آنجا شهیدان با خدا چه سودایی كردند...

طلائیه چه حس غریبی داری... دلم برایت تنگ می شود...

طلائیه!
با من سخن بگو و پرده از رازی بردار كه سالها تو و خدای تو شاهد آن بوده اید.
طلائیه!
چقدر غمگینی. آن روز سرافراز و امروز سر به زیرانداخته ای. با كسی سخن نمی گویی و سكوت پیشه كرده ای. اما سكوت تو بالاترین فریاد است و خفتگان را بیدار می كند و بیداری را در رگهای انسانهای به ظاهر زنده می ریزد. اینجا همه از سكوت تو می گویند و من از سكونتی كه در تو یافته ام و تا امروز چقدر از تو و نفس های طیبه ات، از تو و از رازهای سر به مهرت، از تو و مردان بی ادعایت كه مس وجود را به طلای ناب شهادت معامله كردند، دور بوده ام. چه احساس حقیری است در من كه توان شنیدن قصه های پرغصه ات را ندارم.
طلائیه!
می گویند، اینجا جایی است كه شهیدان حسین وار جنگیده اند و من از بدو ورود به خاك پاكت، تشنگی را در تو دیده ام و انتظار اهالی خیام را به نظاره نشسته ام اینجا، چقدر بوی حنجره های سوخته می آید و چقدر دستها تشنه وفایند.
طلائیه!
من در این سرزمین حتی به قمقمه های عطشان سلام می دهم و سراغ عباس های تشنه لب را از آنان می گیرم . مگر می توان سالك عاشورا بود و تشنگی را فراموش كرد و از كنار حلق های شعله ور بی تفاوت گذشت.
طلائیه!
من با تمام وجود در تو جاری می شوم تا در میان نیزارها و نیزه شكسته ها، سرهای ستاره گون برادرانم را به دامن گیرم و برایشان از زخم بگویم، از اسارت، از تنهایی، از غربت، از…

 

طلائیه!
از فراز همه روزهایی كه بر تو گذشت بر من ببار و تشنگی این دل در كویر مانده را فرونشان. می خواهم در تو جاری شوم، می خواهم رمز شكفتن و پرواز را از تو بیاموزم و بدانم بر شانه های زخمی تو چه دلهایی كه آشیان نكرده اند.
طلائیه!
می گویند «همت» از همین نقطه آسمانی شده است، عاشقی كه در پی لیلای شهادت در بیابانهای زخم خورده طلائیه مجنون شد. من امروز آمده ام ردپای او را تا افق های بی نهایت و در امتداد عشق جست وجو كنم. اینجا عطر او لحظه ها را پركرده است و دستهایش هنوز مهربانی را منتشر می كند.
طلائیه!
من از سكوت راز آلودت درسها آموخته ام! با من سخن بگو!!!

التماس دعا



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آرزوی نماز

سه شنبه 24 اسفند 1389 09:41

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دفاع مقدس ، اخلاق ،

در اردوگاه رمادیه، نیروهای بعثی محدودیت زیادی برای نماز خواندن قایل می‌شدند.
آن‌جا نماز خواندن ممنوع بود ولی بچه‌ها به طور پنهانی شب‌ها و صبح‌ها، در زیر پتو بدون وضو و با تیمم به طور دراز كشیده نماز می‌خواندند.

شبی از شب‌ها در اردوگاه، یكی از بچه‌های بسیجی نشسته بود و نماز شب می‌خواند كه سربازان عراقی متوجه شدند.

صبح روز بعد آن قدر او را زدند كه نیمی از بدنش از كار افتاد....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 23 اسفند 1389 12:53

یکی از یوسف های دوران

شنبه 3 مهر 1389 14:33

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: جهان تشیع ، دفاع مقدس ،

روزی برای دیدار با خانواده معظم شهدا به منزل شهیدی رفتیم

پدر شهید هم شمع بود و هم گل و هم پروانه

اما شمعش خیلی سوزان بود

حتی قلب قصی مرا نیز سوزاند

او یک کشاورز ساده بود ولی بسیار نورانی و تو دل برو

و دنیای عرفان از رفتار و گفتارش هویدا

خلاصه کنم .  و اما جریان سوزاندن دل و جگر

 


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 3 مهر 1389 14:57

بیست و ششم مرداد ماه!

سه شنبه 26 مرداد 1389 08:50

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس ،

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 مرداد 1389 23:28

اخوی عطر بزن

سه شنبه 8 تیر 1389 12:39

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دفاع مقدس ،

شب جمعه بود

بچه ها جمع شده بودند تو سنگر برای دعای کمیل

چراغارو خاموش کردند

مجلس حال و هوای خاصی گرفته بود

هر کسی زیر لب زمزمه می کرد و اشک میریخت

یه دفعه اومد گفت اخوی بفرما

عطر بزن ...ثواب داره

- اخه الان وقتشه؟

بزن اخوی ..بو بد میدی ..امام زمان نمیاد تو مجلسمونا

بزن به صورتت کلی هم ثواب داره

بعد دعا که چراغا رو روشن کردند

صورت همه سیاه بود

تو عطر جوهر ریخته بود...

بچه ها م یه جشن پتوی حسابی براش گرفتند




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

مناجات شهید چمران

سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 14:33

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دفاع مقدس ،

خدایا
عذر میخواهم از این که بخود اجازه میدهم که با تو راز و نیاز کنم
عذر میخواهم که ادعا های زیاد دارم در مقابل تو اظهار وجود میکنم
در حالی که خوب میدانم وجود من زائیده ی اراده من نیست و بدون خواسته ی تو هیچ و پوچم
,
عجیب آنکه

از خود میگویم
منم میزنم

خواهش دارم و آرزو میکنم


خدایا...

تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم
تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم

تو مرا آه کردی که از سینه ی بیوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
تو مرا فریاد کردی که کلمه ی حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمایم
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتی

تو مرا به آتش عشق سوختی

تو مرا در توفان حوادث پرداختی , در کوره ی غم و درد گداختی
تو مرا در دریای مصیبتو بلا غرق کردی
و در کویره فقر و حرمان و تنهائی سوزاندی.

خدایا...

 تو به من
پوچیه لذات زود گذر را نمودی

ناپایداری روزگار را نشان دادی
لذت مبارزه را چشاندی
ارزش شهادت را آموختی

خدایا
تو را شکر میکنم

که از پوچی ها و ناپایداریها و خوشیها و قید و بندها آزادم نمودی
و مرا در توفانهای خطرناک حوادث رها کردی و در غوغای حیات در مبارزه ی با ظلم و کفر غرقم نمودی و مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی.

فهمیدم : سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست
بلکه در درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم

و بالاخره شهادت است


خدایا تو را شکر میکنم که اشک را آفریدی که عصاره ی حیات انسان است
آنگاه که درآتش عشق میسوزم

یا در شدت درد میگدازم

یا در شوق زیبائی و ذوق عرفانی آب میشوم و سراپای وجودم

روح میشود

لطف میشود

عشق میشود

سوز میشود
و عصاره ی وجودم بصورت اشک آب میشود
و بعنوان زیبا ترین محصول حیات که وجهی به عشق و ذوق دارد و وجهی دیگر به غم و درد در دامان وجود فرو میچکد.

اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و
اگر محصول عمرم را بطلبد,اشک را تقدیم خواهم کرد

خدایا
تو مرا اشک کردی که همچون باران بر نمک زاره انسان ببارم

تو مرا فریاد کردی که همچون رعد در میان توفان حواث بغرم
تو مرا درد و غم کردی تا همنشین محرومین و دلشکستگان باشم
تو مرا عشق کردی تا در قلبهای عشاق بسوزم
تو مرا برق کردی که تا آسمان ظلمت زده بتازم و سیاهی این شب ظلمانی را بدرم

تو مرا زهد کردی که هنگام درد و غم و شکست و فشار ناراحتی وجود داشته باشم

و هنگام پیروزی و جشن و تقسیمه غنائم دامنه خود بر گیرم و در کویر تنهائی با خدای خود بمانم.

خدایا تو را شکر میکنم
که غم را آفریدی و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختی و مرا از این نعمت بزرگ توانگر کردی

خدایا تو را شکر میکنم
که به من درد دادی و نعمت درک درد عطا فرمودی

تو را شکر میکنم
که جانم را به آتش غم سوزاندی و قلب مجروهم را برای همیشه داغ دار کردی دلم را سوختی و شکستی تا

 فقط جایگاه تو باشد...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خصوصیتی كه فقط در شیعیان است

دوشنبه 13 مهر 1388 17:25

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دفاع مقدس ، جهان تشیع ،

 

جوانی است 14 ساله از قم عشق مجاهدت وجانبازی و شهادت ودفاع ازدین او را راهی جبهه ها کرد.

بعد از 2سال زخمی شد وبعد اسیر وبعد از درمان  در اردوگاه اسرا شهید شد وعراقی ها بدن مطهررا در قبرستان مخصوص دفن کردند.

در زمان مبادله اجساد شهداء که 18 سال میگذشت رفتند تا بدن مطهر را از قبر بیرون بیاورند وتحویل بدهند اما مسئله ای آنها را در بهت وحیرت فروبرد که آن سالم بودن بدن این شهید بود اول فکر کردند اشتباه آمده اند یا اشتباه ثبت شده ولی هیچ کدام نبود مسئول دفن هم تایید کرد مسئله را با علماء اهل سنت در میان گذاشتند گفتند این مسئله اختصاص به شیعیان دارد آنها اعمالی انجام می دهند که بدنها سالم می ماند.

این مسئله هم حقانیت شیعه را ثابت می کرد وهم حقانیت ایران را در جنگ لذا هم علمای اهل سنت دست به کار شدند هم دولت عراق بدن مطر را یک ماه در آفتاب گذاشتند فرقی نکرد در داخل پودر شیمیایی گذاشتند تغییر نکرد (( این پودر ها را در عربستان بر مرده میریزند وچند روز بعد بدن دیگری را جای آن دفن میکنند))

هنگان تحویل افسر عراقی میگفت خدا لعنت کند صدام را که چنین انسانهای پاک را شهید کرد.

این یکی از معجزات ویکی از دلیلهایی است که هم تشیع وهم نظام اسلامی را تایید میکند.

واما راز سالم ماندن از زبان هم رزم ایشان : مداومت بر غسل جمعه وزیارت عاشورا ومالیدن اشکهای مجلس امام حسین بر بدن خود .forum.hammihan.com/showthread.php?t=13407


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 2 آبان 1388 12:23

مقایسه امکانات ایران وعراق در دفاع مقدس

دوشنبه 13 مهر 1388 17:24

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دفاع مقدس ،

نابرابری توازن قدرت (۱۹۸۰-۱۹۸۷)

عراق

ایران

تانک‌ در سال ۱۹۸۰

۲۷۰۰

۱۷۴۰

تانک‌ در سال ۱۹۸۷

۴۵۰۰

۱۰۰۰

هواپیمای جنگنده در سال ۱۹۸۰

۳۳۲

۴۴۵

هواپیمای جنگنده در سال ۱۹۸۷

۵۰۰+

۶۵*

بالگرد جنگنده در سال ۱۹۸۰

۴۰

۵۰۰

بالگرد جنگنده در سال ۱۹۸۷

۱۵۰

۶۰

توپخانه در سال ۱۹۸۰

۱۰۰۰

۱۰۰۰+

توپخانه در سال ۱۹۸۷

۴۰۰۰+

۱۰۰۰+

لشکردر سال1980

4

1

لشکردر سال1987

60

20

                                



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 آبان 1388 12:56

امداد های غیبی در دفاع مقدس

شنبه 11 مهر 1388 17:25

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دفاع مقدس ،

به نقل از یكی ازفرماندهان آذربایجانی  دفاع مقدس :

ایشان میفرمودند ما برای عملیات شناسایی قرار بود از یكی از رودخانه ها عبور كنیم لباس غواسی پوشیدیم در وسط آب فهمیدم كه لوله تنفس لباس من شكسته وآب داخل می شود لذا مجبور بودم سرم را بعضی از وقتها بالا بگیرم در صورتی كه دیدبان عراقی بالای سر ما بود وچون عملیات مهم بود شناسایی در سطح بالا وسریع می بایست انجام شود والا تلفات بالا می رفت کار ما لازم الاجرا بود در این هنكام دیدم چند مرغابی سیاه رنگ به موازات ما حركت می كنند كه هرگاه سرم را بالا می آوردم خودم را در بین آنها میدیدم وسرباز عراقی سر مرا با مرغابی ها اشتباه میگرفت       

                           ان تنصرواالله ینصركم

بمبهای شیمیایی در فاو

در والفجر 8 و فتح فاو صدام در هر متر مربع 50 کیلو مواد شیمیایی ریخت اما قسمتی از آن توسط باران خنثی می شد وقسمتی هم با باد مخالف طرف خودشان می رفت

آدرس: daneshnameh.roshd.ir

حرمت نمازگزاران

حدود چهل کیلومتری عمق خاک عراق در کردستان آن کشور «بُنه»ای بود به نام بُنة «خر مشکوه». نیروهای زیادی از مادر آنجا مستقر بودند. ر قسمت جنوبی بُنه، سنگر اجتماعی بزرگی وجود داشت که 150 نفر برای اقامة نمازدرآن اجتماع می­کردند. یک روز هواپیماهای دشمن به این سنگر در زمان برگزاری نماز راکت زدند. بعد از تکانی که به ساختمان سنگر وارد آمد، گرد و غبار زیادی به سر و روی ما ریخت. با این حال نماز قطع نشد. بچه­ها بعد از نماز یکی یکی از سنگر خارج شدند.راکت روی سقف خورده و عمل نکرده بود. چند لحظه بعد از آنکه آخرین نفر، سنگر را ترک کرد، در مقابل چشمان حیرت زدة ما، راکت منفجر شد و سنگر را ویران نمود. گویی حق تعالی حرمت نمازگزاران را نگه داشته بود. www.hawzah.net

. راوی: حسن محمدی، ر.ک: فرهنگ جبهه، مشاهدات، ج7، ص 183 و 184.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 آبان 1388 12:55



تعداد کل صفحات : 2 1 2