تبلیغات
معراج - مطالب اخلاق
تارنمای اعضای نهاد مقام معظم رهبری در دانشکده کشاورزی و دامپزشکی شیراز

گفتگو با خدا

شنبه 5 شهریور 1390 00:42

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ، کتابها و جزوات ،
همه ما پنهانی و در نهان، دل گفته هایی با خدا داریم، کسی از آن خبر ندارد و خود می گوییم و خدا شنونده است. آنچه در این ایمیل می خوانید بخشی هایی از گفتگوهای "من وشما"، با خداست:
همان خدا، همان خدای فراموش شده ای که به گاه بی كسی و درماندگی سراغش را می گیریم ...
همان كه هیچگاه ما را از یاد نمی‌برد!

گفتم: خسته‌ام
گفت: "لاتقنطوا من رحمة الله" از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/53)

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!

گفت: "فاذکرونی اذکرکم" منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفت: "و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا" تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)


گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟

گفت: "واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله" کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)


گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!
گفت: "عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم" شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)

گفتم: "انا عبدک الضعیف الذلیل..." اصلا چطور دلت میاد؟

گفت: "ان الله بالناس لرئوف رحیم" خدا نسبت به همه‌ی مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/143)


گفتم: دلم گرفته

گفت: "بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا" (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58)


گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفت: "ان الله یحب المتوکلین" خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159)


گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن!

گفت: "و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره" بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/
۱۱)

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم؛

گفت: "فانی قریب" من که نزدیکم (بقره/186)


گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم

گفت: "و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال" هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205)


گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفت: "ألا تحبون ان یغفرالله لکم" دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/22)


گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

گفت: "و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه" پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/90)


گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟

گفت: "الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده" مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/104)


گفتم: دیگر روی توبه ندارم

گفت: "الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب"(ولی) خدا عزیز و دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/3)


گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟

گفت: "ان الله یغفر الذنوب جمیعا" خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/53)


گفتم: یعنی اگر باز هم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟

گفت: "و من یغفر الذنوب الا الله" [چرا كه نه!] به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/
۱35)

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ... توبه می‌کنم

گفت: "ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین" [این را بدان كه] خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/222)


ناخواسته گفتم: "الهی و ربی من لی غیرک" ای خدا و پروردگار من! [آخر] من جز تو كه را دارم؟

گفت: "الیس الله بکاف عبده" خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/36)


گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟

گفت: "یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما" ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. ( احزاب/42)


گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد

گفت: "ان الله یحول بین المرء و قلبه" خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)


گفتم: غیر از تو کسی را ندارم

گفت: "نحن اقرب الیه من حبل الورید" ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16)


با خودم گفتم: خداوند!... خالق هستی!... با فرشته‌هایش!... به ما درود می‌فرستند تا هدایت شویم؟! ...
پس باید ثابت كنم كه شایسته‌ی سلام و درود عرشیانم.
باید گوهر درونم را از هرچه زنگار پاك كنم...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عبرت از ماجرای قوم یونس

یکشنبه 23 مرداد 1390 00:34

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، ائمه ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ، داستان ، کتابها و جزوات ،

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در بخشی از خطبه قاصعه (خ 192) فرمودند: «... از حالات زندگی فرزندان اسماعیل پیامبر، و فرزندان اسحاق پیامبر، فرزندان اسراییل «یعقوب» (که درود بر آنان باد) عبرت گیرید، راستی چقدر حالات ملت‌ها با هم یکسان، و در صفات و رفتارشان با یکدیگر همانند است!»


عبرت از ماجرای قوم یونس

قاتل درآتش جهنم

یونس پیامبر پس از گذشت سی سال دعوت به یکتاپرستی و ناامید شدن از ایمان مردم، عاقبت قومش را نفرین کرد و آن‌ها را از نزول عذاب قطعی خداوند در روز موعود (چهارشنبه برابر با نیمه شوّال) خبر داد و آنگاه از میانشان بیرون رفت. در این مدّت دعوت، فقط دو نفر به او ایمان آوردند. یکی عابدی بود به نام تنوخا که او همراه یونس نیز از شهر بیرون رفت و دیگر عالم با ایمان و حکیمی به نام روبیل که او در شهر توقف کرد و به امید نجات قوم میان آن‌ها ماند. روز موعود از همان بامداد آثار و علائم عذاب هویدا شد و ابری که در او بارهای آتش بود اطراف شهر را احاطه کرد و همه در و دیوار آن‌ها سیاه شد. روبیل با صدای بلند فریاد زد: ای مردم من شخص مهربانی هستم نسبت به شما و خیرتان را می‌خواهم. بدانید یونس‌ شخص راست‌گویی است و ما هرگز از او دروغی نشنیده‌ایم. این‌ها همه علامت عذابست! بروید و یونس را پیدا کنید؛ اگر هنوز در میان ما باشد، مطمئن باشید که این‌ها عذاب قطعی نیست؛ و اگر رفته باشد؛ بدانید عذاب قطعی خداوند است. مردم رفتند و جستجو کردند؛ ولی او را نیافتند. آنگاه نزد روبیل آمدند و گفتند: ای روبیل! تو مرد دانشمند و اصلاح جویی هستی، آنچه صلاح می‌دانی، امر کن تا انجام دهیم. رو بیل گفت: من یونس را برای آن طلب می‌کردم تا به او ایمان آورید و خداوند این عذاب را بردارد؛ اکنون که او رفته و غایب است، خدای او که هست! 


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 15 مرداد 1390 18:35

«علم ضرردار »

شنبه 22 مرداد 1390 00:27

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ، کتابها و جزوات ،

سوره مبارکه بقره

آیه شریفه 102

  

یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ… فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ …

  

معنی: (شیاطین) به مردم سحر آموختند ........ مطالبی می آموختند که بتوانند به وسیله ی آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند...........

 

پیام آیه: فراگیری علومی همچون سحر، که تنها برای ضرر زدن به مردم به کار می رود، رفتار شیطانی و در حد کفر است. علم، ابزاری است که اگر از مسیر خود منحرف شود. در راه باطل و منفی به کار خواهد رفت. علم و فن در دست انسان نا اهل، نه تنها سودمند نیست. بلکه صدمه ی بیشتری برای جامعه دارد.

بدگهر را علم و فن آموختن دادن تیغ است دست راهزن

تیغ دادن در کف زنگی است به که آید علم ناکس را بدست

مولوی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 15 مرداد 1390 18:33

سوره مبارکه النساء

شنبه 22 مرداد 1390 00:26

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ، کتابها و جزوات ،

وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۗ وَلَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَإِیَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَإِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَنِیًّا حَمِیدًا

 

معنی:آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن خداست. و ما به کسانی که پیش از شما، کتاب آسمانی به آنها داده شده بود، سفارش کردیم، (همچنین) به شما (نیز) سفارش می‌کنیم که از (نافرمانی) خدا بپرهیزید! و اگر کافر شوید، (به خدا زیانی نمی‌رسد؛ زیرا) برای خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، و خداوند، بی‌نیاز و ستوده است.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 15 مرداد 1390 18:32

معارفی از جزء 4 قرآن کریم

جمعه 21 مرداد 1390 00:24

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ، کتابها و جزوات ،

فراز اول: رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون

قرآن

یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُم بَعْدَ إِیمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ(106) وَ أَمَّا الَّذِینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِى رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ(107- آل عمران)

روز قیامت چهره‏هایى نورانى و چهره‏هایى تاریك خواهد بود. به آنان كه چهره‏هایشان تاریك است گفته مى‏شود: چرا بعد از اینکه ایمان آوردید كافر شدید؟! پس اكنون به خاطر آن كافری که ورزیدید طعم عذاب را بچشید و به آنان هم كه چهره‏هایشان نورانى است در رحمت الهى مقیم می شوند و براى همیشه در آن مى‏مانند.

این یک اصل قرآنی است که حالت و نوع زندگى انسان و نیز پاداش و كیفرهاى او در جهان دیگر در حقیقت تجسمى از اعمال و روحیات و افكار او در این جهان است.(1) به عبارت دیگر: هر كارى كه در این جهان از انسان سر می زند آثار وسیع و گسترده‏اى در روح انسان باقى گذاشته و کم کم چهره جان او را صورتگری می کند. درک این تغییرات در دنیا برای اکثر مردم امری ناممكن است؛ ولى در قیامت که روز ظهور حق و حقیقت و آشکار شدن باطن افراد است(2) آن واقعیت نهفته در جان که در حقیقت چهره واقعی جان انسانهاست رونمایی شده و پدیدار می گردد.

روسفیدى و روسیاهى در قیامت هم که این آیات به آن اشاره می کنند در حقیقت تجسّم همان حالات و روحیّات انسان در دنیاست. كسانى كه در دنیا ولایت خدا را پذیرفته و تابع دستورات او بوده‏اند؛ خداوند آنها را از ظلمات به نور مى‏برد(3) و در آن روز با چهره‏اى نورانى حاضر مى‏شوند؛ ولى آنان كه به ولایت طاغوت گردن نهاده‏اند، طاغوت‏ها آنان را از نور به ظلماتِ هوس و تفرقه و شرك و جهل سوق مى‏دهند(4) و در قیامت با چهرهایی سیاه و تاریك محشور مى‏شوند.

جاذبه عجیبی که در هوس‏هاى زودگذر، لذات جنسى نامشروع، مقامها و ثروت‏هاى غیر مباح وجود دارد همان جذبه آتش دوزخ است که هر انسانی را به سوی خود می کشاند

فراز دوم: استقامت و تقوا رمز دفع شر دشمنان


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 15 مرداد 1390 18:33

معارفی از جزء سوم قرآن کریم

پنجشنبه 20 مرداد 1390 00:22

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ، کتابها و جزوات ،

قرآن
توانستن غیر از مجاز بودن است

فراز اول: لَا إِکْرَاهَ فیِ الدِّینِ  قَد تَّبَینَ‌َ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیّ‌ِ (256- بقره)

در دین، هیچ اجباری نیست. همانا راه هدایت از گمراهی، کاملاً مشخص و آشکار شده است.

بسیاری با استناد به همین آیه، خود را مجاز به پذیرش و یا عدم پذیرش اصل دین و فروعات آن می‌دانند به این معنا که گمان می‌کنند اجازه دارند اصل دین را بپذیرند یا نپذیرند و یا هر کدام از فروعات دین که مایل به انجامش نبودند را به راحتی کنار گذاشته و از آن بگذرند و جالب‌تر اینکه خیال می‌کنند دیگران هم حق اعتراض به آن‌ها را ندارند؛ نه حق دارند آن‌ها را امر کنند و نه مجازند ایشان را نهی کنند.

به راستی اگر چنین تفسیر و برداشتی از آیه صحیح بود دیگر چه دلیلی داشت خداوند کسانی که دین را نپذیرفتند و یا به آن عمل نکردند را با آیات عذاب، تهدید کند؟

نکته‌ای که این عده از آن غفلت کرده‌اند این است که پیام آیه نفی جبر و اشاره به اصل اراده در خلقت انسان است. خداوند متعال انسان‌ها را به گونه‌ای خلق کرده است که در مقام عمل، توان انتخاب گزینه‌های مختلف و گاه مخالف را داراست. او هم می‌تواند عدالت بورزد و هم ظلم کند؛ هم عبادت کند و هم عصیان نماید؛ اما اینکه کدام گزینه برای او مجاز است و کدام برای او ممنوع، بحث دیگری است. یقیناً انسان اجازه ندارد گزینه‌ای را برگزیند که به ضرر دنیا و آخرت اوست.

کسانی که در راه خداوند بذل مال می‌کنند ولی به دنبال آن منت می‌گذارند یا کاری که موجب آزار و رنجش اوست انجام می‌دهند در حقیقت با این عمل ناپسند، اجر و پاداش خود را از بین می‌برند.(2) در این بین کسی اجر می‌برد که بتواند کار ارزشمند خود را از این دو آفت نابودگر حف0کند.(3)

اگر انسان مختار آفریده شده؛ نه برای آن است که هر کاری که دلش خواست بکند؛ بلکه او آزاد آفریده شد تا آزادانه بین درست و نادرست یکی را انتخاب کند؛(1) درست و نادرستی را که خدا از طریق دین (عقل سالم و نقل معتبر) بیان کرده است. اگر درست را انتخاب کرد کمال است و بهشت و اگر نادرست را برگزید سقوط است و عذاب.

 

دو آفتی که اجر صدقه را نابود می‌کنند


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 15 مرداد 1390 18:23

ابوریحان بیرونی

چهارشنبه 19 مرداد 1390 00:20

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: علمی ، اخلاق ، داستان ، دانشجویی ، کتابها و جزوات ،

روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که فردی پلید و معروف به کارهای ناشایست پای به محل درس و بحث نهاد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است. آن مرد رسوا روی به حکیم نموده چند سئوال ساده نمود و رفت.

فردای آن روز، شاعر مدیحه سرای دربار، پای به محل درس گذارد تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخاستند و او را مشایعت نمودند تا به پای صندلی استاد برسد و دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود!

یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید: چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده، محل درس را رها نمودید؟!

ابوریحان گفت: یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد!
شاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد.

ابوریحان بیرونی دانشمند آزاده ایی بود که هیچگاه کسب قدرت او را وسوسه ننمود و همواره عمر خویش را وقف ساختن ابوریحان های دیگر کرد، روانش شاد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

داستانی از یک درس مهم زندگی

سه شنبه 18 مرداد 1390 01:30

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، داستان ، دانشجویی ،

یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!

پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.

لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.

سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.

در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!! !!!!!



نتیجه اخلاقی:


بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

روزه داری وسلامت جسمی

یکشنبه 16 مرداد 1390 01:02

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: علمی ، اخبار داغ !!! ، اخلاق ، ائمه ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ، کتابها و جزوات ،

 

رسول گرامی اسلام می فرماید)) : صومواتصحوا  )). یعنی روزه بگیرید تا تندرست باشید .
آثار مثبت جسمی زیادی در افراد سالم و بیمار ، برای روزه داری بیان شده است ، که از جمله ؛
)اثر بر سوخت و ساز ،
)غلظت هورمونها ،
)فعالیت کلیه ها ، آزمایشهای کبدی ،
)دستگاه گوارش ،‌
)دستگاه قلب و عروق ،‌
)آثار عصبی و روانی ،
)اثر بر الکترولیتها و شاخصهای خون سازی ،
)اثر بر کاهش وزن و ... می باشد .
)شیوع حملات صرعی در روزه داران ماه مبارک رمضان کاهش می یابد .
)روزه داری سبب کاهش افسردگی ، افکار پارانوئیدی و وسواس می گردد و عزت نفس فرد را افزایش می دهد.
    )درمان چاقی .
    ) دفع فضولات و سموم متراكم در بدن.
   ) فرصت دادن به سلول ها و غدد بدن برای تجدید قوا.
    ) استراحت نسبی كلیه ها و دستگاه ادرار.
    ) كاهش رسوبات چربی در شریان ها و پیشگیری از تصلب شرایین.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 مرداد 1390 12:53

رمضان بر شما خوبان مبارک

شنبه 15 مرداد 1390 01:06

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، مناسبت های مذهبی ،

اینم یک شعر از یکی دیگر از خوانندگان خوب وبلاگمون که صمیمانه از تمامی خوانندگان این وبلاگ کمال تشکر را دارم


رمضان بر شما خوبان مبارک

سحرگاهان به قصد روزه داری// شدم بیدار از خواب و خماری

برایم سفره ای الوان گشودند// به آن هر لحظه چیزی را فزودند

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استیک با نان برشته

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم// کمی از این کمی از آن چشیدم

پس از آن ماست را کردم سرازیر// درون معده ام با اندکی سیر

وختم حمله ام با یک دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

سپس یک چای دبش قند پهلو// به من دادند با یک دانه لیمو

خلاصه روزه را آغاز کردم// برای اهل خانه ناز کردم

برای اینکه یابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت

دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا// کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا

به افطاری برایم شد فراهم// زدم تو رگ کمی از زولبیا هم

وسی روزی به این منوال طی شد// نفهمیدم که کی آمد و کی شد

به زحمت صبح خود را شام کردم// به خود سازی ولی اقدام کردم

به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده کیلو فزودم

اگرچه رد شدم در این عبادت// به خود سازی ولیکن کردم عادت

خدایا ای خدای مهر و ناهید// بده توش و توانی را به« جاوید»

که گیرد سالیان سال روزه// اگرچه او شود از دم رفوزه




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 مرداد 1390 15:13

آثار و فضایل معنوی روزه

شنبه 15 مرداد 1390 01:03

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: علمی ، اخبار داغ !!! ، احکام ، اخلاق ، ائمه ، جهان تشیع ، مناسبت های مذهبی ، کتابها و جزوات ، دانشجویی ،

1- تقوا

2. تعادل اقتصادی(مال حلال رسیدگی به فقراء)
3. مهار شهوت جنسی
4. اخلاص:.
5. آرامش قلب:
6. ورود به بهشت:

7 دعای ملایك:
8. استجابت دعا

9- دور كردن شیطان از انسان

10 قبولی اعمال وشفاعتش

      




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 مرداد 1390 12:55

یک دلنوشته

جمعه 14 مرداد 1390 00:52

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ،

باسلام

اینم یک دلنوشته یکی از بهترین خوانندگان وبلاگمون به نام آقا مهدی

الهی

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم ، چو گدا بر سر راهی

کس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در ، که جز این خانه مرا نیست پناهی

==============

وقتی‌ قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می‌شود

وقتی‌ نمی‌توانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی‌ كنیم‌

و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ می‌شكند،

وقتی‌ احساس‌ می‌كنیم‌ بدبختی‌ها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌ و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛

وقتی‌ امیدها ته‌ می‌كشد و انتظارها به‌ سر نمی‌رسد،

وقتی‌ طاقتمان‌ طاق‌ می‌شود و تحملمان‌ تمام...


آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم‌ و مطمئنیم‌ كه‌ تو،

فقط‌ تویی‌ كه‌ كمكمان‌ می‌كنی...

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا می‌كنیم، تو را می‌خوانیم.

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ می‌كشیم، تو را گریه‌ می‌كنیم، تو را نفس‌ می‌كشیم.

وقتی‌ تو جواب‌ می‌دهی،

‌ دانه‌دانه‌ اشك‌هایمان‌ را پاك‌ می‌كنی‌ و یكی‌یكی‌ غصه‌ها را از توی‌ دلمان‌ برمی‌داری،

‌ گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هایمان‌ را باز می‌كنی‌ و دل‌ شكسته‌مان‌ را بند می‌زنی،

‌ سنگینی‌ها را برمی‌داری‌ و جایش‌ سبكی‌ می‌گذاری‌ و راحتی؛

‌ بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی‌ می‌دهی‌ و بیشتر از لب‌ها، لبخند،

‌ خواب‌هایمان‌ را تعبیر می‌كنی‌ و دعاهایمان‌ را مستجاب‌ و آرزوهایمان‌ را برآورده،

‌ قهرها را آشتی‌ می‌كنی‌ و سخت‌ها را آسان.

‌ تلخ‌ها را شیرین‌ می‌كنی‌ و دردها را درمان،

‌ ناامیدها، امید می‌شود و سیاه‌ها سفید سفید...

خدایا

تورا صدا میکنیم ،تو را می خوانیم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 مرداد 1390 14:56



تعداد کل صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7