تبلیغات
معراج - مطالب اخلاق
تارنمای اعضای نهاد مقام معظم رهبری در دانشکده کشاورزی و دامپزشکی شیراز

خود فروشی بد تره یا خدا فروشی؟

جمعه 26 فروردین 1390 18:45

نویسنده : خ عزیزی
ارسال شده در: اخلاق ،

 

__ خدای تو کیه؟

__ قابل شما را نداره

شاید کسی را نتوان یافت که در برابر این پرسش (خدایت کیست) چنین جواب وقیحانه ای را بر زبان خود جاری کند.

اما وقتی خوب دقت کنیم در می یابیم در بسیاری از موارد در مقام عمل گویا حرف دلمان جز این نیست.

در بازار پر رونق گناه چه ساده و ارزان، لبخند رضایت خدای خوبمان را به قیمت خوشایند دیگران یا نفس اماره مان می فروشیم

و مدام در هنگام این معامله پرضرر و احمقانه این جمله قبیح ورد زبان حالمان است که «قابل شما را ندارد»

و بعد با شیطان (همان دشمن قسم خورده خودمان) چانه می زنیم که لطفا اینبار کمی لذتش را چرب تر بگیر

آخه دفعه قبل خیلی (به نفس حیوانی من) حال داد. دستت درد نکنه.

__ وای داشت یادم می رفت ببخشید چند شد؟

__ راستش خیلی سفارشیه و من این جنس گناه را به هر کسی نمی دم فقط چون شما خیلی پست و کثافت هستین در لیست مشتری های ویژه ما قرار دارید

لذا با شما ارزان حساب می کنم.

__ شما لطف دارید اینجوری خجالت مون میدید

__ همینکه شما افتخار دادید و از بازار ما خرید کردید کافیست

من خودم با خدای شما یه خرده حسابی دارم که به واسطه اجناس گناهی که شما از بازار ما خریداری میکنید آنرا تسویه میکنم

راستی گفتی خدات کیه؟

__ عرض کردم که قابل شما را نداره

__ خواهش میکنم جنس گناه آلود من هم قابل شما را نداره

عجب معامله کثیفی همین که پایمان را در بازار حراج گناه شیطان می گذاریم خدای خود را به قیمت لذتی ناچیز و تقلبی فروخته ایم

بیایید هیچ وقت خدای خود را نفروشیم حتی به قیمت بهشت چه رسد به یک گناه

خدا فروشی از خود فروشی بدتر است چرا که انسان زمانی می تواند خود را بفروشد که قبل از آن خدای خود را فروخته باشد

بیایید خدای خود را دوست داشته باشیم خیلی زیاد

آنقدر که اگر از ما پرسیدند: چقدر دوستش داری؟

بگیم: عاشقشم می پرستمش

"برگرفته از ساحل آسمان"




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 26 فروردین 1390 19:00

اصل 90/10

چهارشنبه 24 فروردین 1390 07:20

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: علمی ، اخلاق ، داستان ، دانشجویی ،

اصل 90/10 را کشف کنید
این اصل، زندگی شما را دگرگون خواهد کرد

(یا حداقل، روش شما در عکس‌العمل

به مسائل را متحول خواهد کرد)

باقی مطالب در ادامه مطلب مشاهده کنید



ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آرزوی نماز

سه شنبه 24 اسفند 1389 08:41

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دفاع مقدس ، اخلاق ،

در اردوگاه رمادیه، نیروهای بعثی محدودیت زیادی برای نماز خواندن قایل می‌شدند.
آن‌جا نماز خواندن ممنوع بود ولی بچه‌ها به طور پنهانی شب‌ها و صبح‌ها، در زیر پتو بدون وضو و با تیمم به طور دراز كشیده نماز می‌خواندند.

شبی از شب‌ها در اردوگاه، یكی از بچه‌های بسیجی نشسته بود و نماز شب می‌خواند كه سربازان عراقی متوجه شدند.

صبح روز بعد آن قدر او را زدند كه نیمی از بدنش از كار افتاد....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 23 اسفند 1389 11:53

نظر شما چیه ؟

چهارشنبه 18 اسفند 1389 17:29

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: دانشجویی ، ازدواج ، اخلاق ،

The image “http://salijoon.info/mail/891218/nazar/ppl-change.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://salijoon.info/mail/891218/nazar/sharded-joy.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://salijoon.info/mail/891218/nazar/person.jpg” cannot be displayed, because it contains  errors.


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

راهکارهای زمان خواستگاری و ازدواج

پنجشنبه 12 اسفند 1389 10:45

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: احکام ، ازدواج ، اخلاق ، دانشجویی ،

 اگر می خواهید بدانید که چگونه باید از همسر آینده تان سئوال و تحقیق کنید حتما مطلب زیر را مطالعه فرمائید 

 
درباره این که شناخت و آشنایی حلقه اول ازدواج است و باید طرف مقابلتان را بشناسید و بعد با او وارد یک زندگی مشترک شوید، زیاد شنیده اید. اما شاید مهم تر از این حلقه اول، حلقه ای نامرئی به نام «شناخت خود» باشد که کمتر درباره آن فکر کرده اید. این حلقه گاهی زیر پوشش فرهنگ خانوادگی، هنجارهای اجتماعی و مسائل آموخته شده پنهان می شود و مانع از آن می شود که شما بر اساس روحیات و خصوصیات خودتان همسر آینده تان را انتخاب کنید. در این صورت، شما همسری را انتخاب می کنید که خانواده از شما انتظار دارد، جامعه به شما می گوید خوب است و از آنچه در زندگی آینده تان دیده اید، الگوبرداری کرده اید.

 بنابراین ما پیشنهاد می کنیم که با نهایت صداقتی که در خودتان سراغ دارید، این فرم خودشناسی را پر کرده و تلاش کنید تا عمیق ترین و روراست ترین پاسخ را به پرسش ها بدهید تا بتوانید به درستی متوجه شوید که از شریک آینده زندگی تان چه انتظاری دارید. بنابراین تکمیل این فرم چند خاصیت مهم دارد:

نکته: ممکن است پرسیدن بعضی از سوالات مثل سن تان، بیماری هایی که داشته یا دارید، تحصیلات تان و... غیرضروری به نظر برسد اما یادتان باشد که همین سوالات می توانند به شما یادآوری کنند که الان در چه مرحله ای هستید و متناسب با جایگاه فعلی تان چه برنامه ریزی برای آینده دارید.

یادداشت برداری

 

اطلاعات فردی

نام و نام خانوادگی:

سال تولد:

محل تولد:

دین:

مذهب:

وضعیت نظام وظیفه (آقایان):

 

 

نوع تحصیلات

دانشگاهی / حوزوی:

مقطع تحصیلی:

رشته تحصیلی:

سالی که فارغ التحصیل می شوید:

 

 

اطلاعات جسمی

- آیا تاکنون به بیماری های مهمی مبتلا شده اید؟ بله / خیر (در صورت مثبت بودن پاسخ، نام بیماری را بنویسید.)

- آیا در تولد یا پس از آن دچار نقص عضوی شده اید؟ بله / خیر (نام و نوع نقص عضو)

 

 

اطلاعات خانوادگی

شهر محل سکونت فعلی خانواده:

شهر محل سکونت قبلی خانواده:

شهری که اصالتاً به آن منسوبید:

علاقمندید در آینده در چه شهری ساکن شوید؟

از والدین خود برای کمک به ازدواج خود چه انتظاری دارید؟

 

 
 

وضعیت مالی و رفاهی خانواده ی شما چگونه است؟ (نسبت به معمول خانواده ها)

عالی / خوب / متوسط / ضعیف

 

 

از نظر عرف جامعه، اعتقادات مذهبی خانواده ی شما در چه حدی است؟

1- رعایت حدود شرعی در همه ابعاد و انجام واجبات و ترک محرمات.

2- رعایت حدود شرعی در همه ی ابعاد و انجام واجبات و ترک محرمات و توجّه به مستحباتی چون نماز اول وقت و جماعت.

3- رعایت اکثر مسائل شرعی و انجام اهم واجبات و ترک گناهان کبیره.

4- انجام واجباتی چون نماز و روزه و کم توجّه به برخی مسائل مثل حجاب.

5- نماز می خوانند، ولی پایبندی های خاصی ندارند.

 

 
 

خانواده

- تعداد کل افراد خانواده (درجه اول) شما چند نفر است؟

 

 

وضعیت مالی - میزان درآمد شما

سن,شغل قبلی,شغل فعلی,میزان تحصیلات,میزان درآمد (ماهانه),پدر,مادر,برادر اول,برادر دوم,خواهر اول,خواهر دوم..........

- آیا قبل از دوران دانشجویی / طلبگی شغلی داشته اید؟

در صورت مثبت بودن پاسخ نام شغل را بنویسید:

آیا قبل از دانشجو یا طلبه شدن سرمایه ای پس انداز کرده اید؟ بله / خیر

در دوره دانشجویی / طلبگی چطور؟ بله / خیر

غیر از تحصیل به شغل دیگری نیز اشتغال دارید؟ بله / خیر (اگر بله چه شغلی؟)

میزان درآمد فعلی شما چقدر است؟

حدس می زنید در آینده چقدر درآمد داشته باشید؟

حتما ادامه مطلب را مطالعه فرمائید


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 11 اسفند 1389 10:49

آدم هاو آدم ها و آدمها

پنجشنبه 12 اسفند 1389 10:36

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، دانشجویی ،

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند

آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند

آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند

 

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند

آدم های متوسط درد خودشان را دارند

آدم های كوچك بی دردند

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم های متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد

آدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم های كوچك مسئله ندارند

آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند

آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند


از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

داستان زندگی

دوشنبه 9 اسفند 1389 19:47

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، داستان ، دانشجویی ،

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود:

پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.

سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند .

پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و در هم پیچیده.
پسر دوم گفت: نه.. درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.
پسر سوم گفت: نه.. درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین.. و باشکوهترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام.

پسر چهارم گفت: نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها.. پر از زندگی و زایش!
مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی
درخت را دیده اید! شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت
کنید: همه حاصل انچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگیشان برمی آید فقط در انتها
نمایان میشود، وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند!

اگر در ” زمستان” تسلیم شوید، امید شکوفایی ” بهار” ، زیبایی “تابستان” و باروری “پاییز” را از کف داده اید!

مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند! زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین ؛
در راههای سخت پایداری کن: لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند!

یاحق




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جواب

شنبه 7 اسفند 1389 08:57

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، دانشجویی ،

جواب سلام را با علیک بده ،
       جواب تشکر را با تواضع،
              جواب کینه را با گذشت،
                 جواب بی مهری را با محبت،
                         جواب ترس را با جرأت،
                                جواب دروغ را با راستی،
                                        جواب دشمنی را با دوستی،
                                                جواب زشتی را به زیبایی،
                                                        جواب توهم را به روشنی،
                                                                جواب خشم را به صبوری،
                                                                        جواب سرد را به گرمی،
                                                                              جواب نامردی را با مردانگی،
                                                                                     جواب همدلی را با رازداری،
                                                                                          جواب پشتکار را با تشویق،
                                                                                                جواب اعتماد را بی ریا،
                                                                                        جواب بی تفاوت را با التفات،
                                                                                   جواب یکرنگی را با اطمینان،

                                                                             جواب مسئولیت را با وجدان،

                                                                       جواب حسادت را با اغماض،

                                                              جواب خواهش را بی غرور،

                                                        جواب دورنگی را با خلوص،

                                                 جواب بی ادب را با سکوت،

                                         جواب نگاه مهربان را با لبخند،

                                  جواب لبخند را با خنده،

                           جواب دلمرده را با امید،

                   جواب منتظر را با نوید،

           جواب گناه را با بخشش،

 

هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار، مطمئن باش

هر جوابی بدهی ،یک روزی ، یک جوری ، یک جایی

به تو باز می گردد    




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 7 اسفند 1389 09:11

ویژگی های ایرانی اصیل

شنبه 7 اسفند 1389 08:55

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، دانشجویی ،
 

 http://www.schoolnet.ir/~farzanegan/farzanegan2/Tarikh/images/main_4311.jpg

در تصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست
 هیچکس سوار بر اسب نیست
هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید
 در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد
 “این ادب اصیلمان است:نجابت- قدرت- احترام- مهربانی- خوشرویی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دروغ و حقیقت

پنجشنبه 5 اسفند 1389 15:56

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، داستان ، دانشجویی ،

روزی دروغ به حقیقت گفت :

میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم ؟
 
**حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد .

**آن دو با هم به کنار ساحل رفتند

 وقتی به ساحل رسیدند

حقیقت لباس هایش را در آورد و

دروغ حیله گر لباس های او را پوشید و رفت .

**از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است اما دروغ در لباس حقیقت

با ظاهری آراسته نمایان می شود




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

مظلومیت علماء شیعه

دوشنبه 13 دی 1389 08:58

نویسنده : نهاد رهبری
ارسال شده در: اخلاق ، دانشجویی ،

به نام خدا

با سلام خدمت تمامی دوستداران اهل بیت (علیهم السلام )

می خوام براتون یك داستان جالب عرض كنم

حرم آقا امیر مؤمنان علی علیه السلام چندیدن درب ورودی دارد ، یكی از درها بنام باب القبله می باشد ، روبروی این درب خیابانی است كه معروف به خیابان قبله می باشد ، به فاصله حدود 100 متر از حرم امام در این خیابان كوچه ای وجود دارد كه دفتر و منزل حضرت آیه الله سیستانی قرار دارد .

طی دیداری كه جمعی از روحانیون كاروان های عتبات عالیات عراق كه بنده نیز همراه با ایشان بودم در تابستان 1388 در نجف اشرف  خدمت حضرت آیه الله سیستانی رسیدیم ، نا گفته نماند برای دیدار با ایشان به اصطلاح دوستان از هفت خان عبور كردیم و حدودا شش جا ما را مورد تفتیش قرار دادند و هرچه همراه داشتیم حتی پارچه های تبركی حرم مطهر را از ما گرفتند و  تحویل امانتی دادند _ خب از بحث دور نشویم _ طی این دیدار مباحث مختلفی بیان شد كه ایشان پاسخ مسائل را دادند ، در ادامه ایشان ضمن بیان مسائل گوناگون و ذكر خاطره فرمودند كه درست است فاصله منزل تا حرم مطهر فاصله ای وجود ندارد ولی به خاطر امنیت حدود 3 سال است كه مشرف به حرم مطهر آقا امیرمومنان نشده اند ، كه این مطلب مورد تعجب همگان قرار گرفت و مورد نفرت بیشتر  ما نسبت به دشمنان اسلام و مرجعیت شد .

انشاءالله زیارت حرم مطهر امام علی ( علیه السلام ) روزی تمامی عاسقان حضرتش شود .

با تشكر افشار




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 13 دی 1389 09:27

امام سجاد (ع) و جذامی ها!

جمعه 10 دی 1389 13:33

نویسنده : نهاد رهبری3
ارسال شده در: اخلاق ، ائمه ، مناسبت های مذهبی ،

شهادت امام سجاد (ع) رو خدمت حضرت ولی عصر (عج) و به نائب برحقش امام خامنه ای (دامت برکاته) و به تمام شیعیان جهان تسلیت می گوییم. التماس دعا.

امام سجاد (علیه السلام) به تنهایی گام بر می‏داشت. آدم‏های زیادی، در رفت و آمد بودند. در راه امام، جمعی از فقیران جذامی نشسته بودند. هرکس که آن‏ها را می‏دید، زود راهش را کج می‏کرد، تا با آن‏ها برخورد نکند.
جذامی‏ها، گرفته و غمگین دورتا دور هم جمع شده بودند. آن‏ها خاموش بودند و آن‏قدر فقیر، که نان خالی هم گیرشان نیامده بود.
مردم می‏گفتند: « با آن‏ها نباید معامله کرد. به آن‏ها نباید چیزی داد. بیماری آن‏ها خطرناک است. آن‏ها باید زودتر بمیرند تا مرضشان ریشه‏کن شود! »


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 7 ... 2 3 4 5 6 7